در خاطرش جایی دارم...

در خاطرش جایی دارم...

دلم تنگ همان کسی است که دیگر حتی

جواب سلامم را هم نمی دهد

دلم تنگ همان کسی است که وَقتی

از کنارش میگذرم دیگر به من نگاهی نمیکند

دلم تنگ است...تنگ

نمیدانم دیگر چطور باید میبودم که نبودم

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
رضا

نیمه شبان خلوت است... مظهر هر رافت اس... ای شده غرق گناه... چاره ی درد تو را... یار نظر می کند... هرچه که هستی بیا... گرچه که پستی بیا... بنده شرم گونه را... دوست نظر می کند... توبه اثر می کند...

افسانه

آنکه او ز غمت دلبندد چون من کیست؟ ناز تو بیش از این بهر چیست؟ تو الهه نازی در بزمم بنشین من تو را وفادارم بیا که جز این، نباشد هنرم. اینهمه بیوفایی ندارد ثمر بخدا اگر از من نگیری خبر، نیابی اثرم.

سارا

به آن کسی عاشق شو که برات از جونش بگذره

دوقلوها

خندت تمام تعادل شهرو بهم میریزه........ تو بخند من شهر و برات دوباره میسازم:)

درسا

خدا جونم! خیلیا دلمو شکستن! شب بیا بریم سراغشون... من نشونت میدم تو ببخششون

لیلا تهرانی

سلااااااااااااااااااام داداش احمد. وبلاگ خیلی خیلی قشنگی داری امیدوارم موفق باشی. به وبه منم بیا خوشحال میشم.

مریم

سلااااااااااااااااااااااااااام. من آپم داداش. منتظرت هستم تا بیای منو با نظرای نازت خوشحال کنی. بدو بدو

امین

به غرور اردلان به عشق پاک مریم به گریه های مادرانه رعنا به رفاقت محمد جواد به رهایی رها به ترس ارسلان.... امشب به یادتم به یادم باش.. بگو خب////

غزل

تو رفتی.... و اینها ماندند تا ابد..... یک آه... یک بغض لعنتی... و یک سوال بی جواب.... آیا هنوز هم دلت برایم تنگ میشود...؟؟؟ ... ی سربزن...