خسته ام...

خسته ام از همه دنیا

خسته ام از لبخندهای بی رمق

خسته ام از تکرار مکررهای زندگی

دردم دوا نمیشود وقتی او کنارم نباشد

 


/ 4 نظر / 9 بازدید
sam

همین که قاصدکی را فوت کنی تا عطر نفسهایت را با خود بیاورد برای دلم کافیست...

سيما

خدا خیــــر بدهد این کفشــــهای بنـــــد دار را! که رفتنتــــ را دقیقــــه ای به تاخیــــر می اندازنـــد…

حمید

چرا از اين که به رويای آن پرنده‌ی خاموش خبر از باغات آينه آورده‌ام، سرزنشم می‌کنيد!؟ خب به فرض که در خواب اين چراغ هم گريه‌ام گرفت بايد برويد تمام اين دامنه را تا نمی‌دانم آن کجا پُر از سايه‌سارِ حرف و حديث کنيد، يعنی که من فرقِ ميانِ دعای گريه و گيسو بُران باران را نمی‌فهمم؟! خسته‌ام، خسته، ری‌را