مَرבمِ حَسـوב شَهـر...

تڪیـﮧ گـآهَم بآش !

 


میخـوآهَم سَنگـینی نِگـآه ایـن مَرבمِ حَسـوב شَهـر رـآ

 

 

تـو هـَم حـِس کنـی

 


ایـن مَرבم نمیتَـوآننـَב ببیننَـב

 

בست هآیِمـآن تـآ این اَنـدآزه بِہم می آینـב !

 


/ 2 نظر / 40 بازدید
zahra

اگر میدانستم آن اخرین بار سیر نگاهش میکردم... اگر میدانستم که بی رحمانه‚ دستهای گرمش را بی هوا از دستم میکشند... چقدر درد دارد این دلم در روزهای نبودنت... مهربانم برگرد...مردم از تنهایی

zahra

خدا خیرت بده آگاهم کردی فعلا