انگشتانم بوی عاشقی گرفته است

در تخت به پهلو خوابیده ام
دراز کشیده ام
تو میآیی
لبانت را بر لبانم پهن میکنی
از هم لبالب میشویم
با یکدیگر هم نفس
به پشت میشوم
رودروی من قرار میگیری
سینه هایت مالا مال از عشق است و
دستان من مالا مال از تو
انگشتانم بوی عاشقی گرفته است
و
لباسم
که تنم نیست
بوی دوری تو!




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ احمد ]