عشق واقعی...

عشق واقعی هیچوقت نمی میره

این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره

"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

"ولی عشق کامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب

حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/۳۱ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ احمد ]

آغوش تو گناه نیست

آغوش تو گناه نیست

من دراغوش تو آرامش یافته ام

که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست

من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام

که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام

که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست

پس امانم بده که تا ابد در دل این زیبایی آرامش یابم

آغوش تو را میگویم



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/۳۱ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ احمد ]

تو اگر نباشی ...

افسانه ها را رها کن!

دوری و دوستی کدام است؟

فاصله هایند که دوستی را می بلعند!

تو اگر نباشی ...

دیگری جایت راپرمی کند.

به همین سادگی!!!




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/۳٠ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

تمام شد....

شکستم و شکستی.

کامم تلخ شد و کامت تلخ شد.

رنجیدم و رنجیدی.

چه پایان تلخی بود.

اما هرچه بود

رویایی شیرین یا کابوسی تلخ

حقیقت یا مجاز

نمیدانم بگویم خدا را شکر که تمام شد

 یا بگویم حیف که تمام شد.

تمام شد




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٢۸ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

نبودنت...

نبودنت را تـــــاب می آورم


رفتنت را تحمـــــّل میکنم


فراموش شدنم را ،بــــاور میکنم


امــــــا ...!


فراموش کردنت...!


دیگر


کـــــا رِ مـن نــیست !




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٢۸ ] [ ٩:٢۸ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

فردا روز دیگری ست

گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد


   گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد

       نه به شکل دوستت دارم ویا ...

        نه به شکل بی تو میمیرم


         ساده شایدمثل ...

       دلتنگ نباش...فردا روز دیگری ست




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٢۸ ] [ ٩:٢۱ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

دروغ عشق...

روزی به تمام این بی قراری ها می خندی

و ساده از کنارشان می گذری"

این قشنگترین دروغی ست

که دیگران

برای آرام کردنت به تو می گویند...!




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٢٧ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ] [ احمد ]

ﺑﻌﻀﮯ ﻫﺎ...

ﺑﻌﻀﮯ ﻫﺎ ﺭُﻭ ﺑﺎﯾَﺪ ﺍَﺯ ﺗﻮ ﺭُﻭﯾﺎﺕْ ﺑــِڪِﺸﮯ ﺑﯿﺮﻭﻥْ

ﻣُﺤڪَﻢْ ﺑَﻐَﻠِﺶْ ڪُﻨﮯ،

ﺑَﻌﺪ ﺁﺭﻭﻡ ﺩَﺭِ ﮔﻮﺷِﺶ ﺑــِﮕﮯ :

 

ﺁﺧِــﮧ ﺗُﻮ ﭼــِﺮﺍ ﻭﺍﻗِﻌﮯ ﻧﯿﺴﺘﮯ ﻻﻣَّﺼَﺒـْ ....



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٢٦ ] [ ٩:٥٥ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

عـشق...

"عاشق" که میشوی ،

همه چیز "بی علت" می شود ...

و تمام دنیا "علـت" میشود ،

تا "عـشق" را از تو بگیرد ..




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٢٦ ] [ ٥:۳۳ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

یک نَفَر...

همیشه نمی توان زد به بی خیالی و گفت :

تنها آمَده اَم ؛ تنها می روم ....

یک وقت هایی ،شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای ....

کَم می آوری ..........

دل وامانده اَم  یک نَفَر را می خواهد......





موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٢۳ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

آرامم..

آرامم..

کنار ِ بغض هایم

 که راه ِ گلو را بسته اند..

بین موج های ساحل

میخواهم در خیالــــم، نقش پاهایت را

به تصویر بکشم...




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٢۳ ] [ ٩:٤۱ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

صــِدای قــَلبـَت...

اَگــــَر میدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش…
رَنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد،
و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت رابه تــآراج میبــَرد،
مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد…
مــهــِم این است که فـــَقــَط بــــآشـَد،
زِندگی کــُند،
لــِذَت ببرَد…
و نــَفــَس بـــکشـد




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/۱٩ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

بـــــه چــــه میـــخنــــــــدی تـــــو ؟

بـــــه چــــه میـــخنــــــــدی تـــــو ؟
بــــه نـگـاهـــــم کــــه مـسـتـــــــانــــه تـــو را بــاور کــــرد
یــا بـــه افـســـــــــونـگــــری چـشـــــمـانت
کــه مـــرا ســـوخت و خــاکـسـتـــــر کــــرد ؟
خـنــــده دار است ، بـخـنـــــــد !!




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/۱٩ ] [ ٧:٢۱ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

عصرهای بارانی...

این عصرهای بارانی
عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد …!
گـوئـی … تـو اتـفاق می افـتی
و مـن دچـار می شـوم …
تـمام ” مــن” دارد “تـــو” می شـود …




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/۱٩ ] [ ٧:۱۳ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

در خود شکستم...

در خود شکستم

 

و تو صدای قهـقهـه هـایـت دنـیا را لرزاند

 

قـانـون طبـیـعـت است
...
موج وقتـی سـرش به سنـگ می خورد

 

در خود می شـکنـد

 

وساحل کف می زند ...




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٧ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

سلامتیه اون پسری که...

سلامتیه اون پسری که...
10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت.....
20سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت....... ...
30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...!!!..
باباش گفت چرا گریه میکنی..؟
..
گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید
...!




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٤ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ] [ احمد ]

امـــا فــقــط بـــــرو . . .

روزی مـیـرسـد . . .
در حـسـرتـم بـمـانـی
در روزی بـارانـی ، مـن در اوج و تـو در ویـرانـی
. . .
یـه روزی صـادقـانـه صـدایـت کـردم
. . .
عـاشـقـانـه نـگـاهـت کـردم
. . .
حـالـا عـاجـزانـه نـگـام مـیـکـنـی
بـا حـسـرت صـدام مـیـکـنـی
امـــا فــقــط
بـــــرو
. . .




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ ۱۳٩٢/۳/٤ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ احمد ]